خونه ی خانوم لواسانی
برای تحویل دادن پایان نامه ام داشتم حسابی کار میکردم و شبها تا دیروقت بیدار می موندم. حتی وقت نمی کردم با دوست پسرم قرار بزارم و ببینمش و استاد راهنمام حسابی ازم کار میکشید. دو سه ماه قبل از تاریخ دفاعیه ام بود که برای یه سری کارهای نهایی رفته بودم خونه ی همین استاد راهنمام که خیلی زن مهربون و خوبیه. تا دیروقت پشت میز نشسته بودیم و داشتیم کارهای نهایی رو انجام میدادیم. شام رو هم از بیرون پیتزا گرفته بودیم که زیاد وقتمون تلف نشه و همینطور مرتب کار میکردیم. شوهر خانوم لواسانی(استاد راهنمام) حدود ساعت دوازده بود که رفت بخوابه و به زنش گفت "انقدر خودتونو خسته نکنین!" و یه چشمکی بهش زد که قلب من ریخت. معلوم بود که روابطشون خیلی خوبه. شوهر خانوم لواسانی مرد قد بلند و چهارشونه ای بود. جوری که آدم کنارش احساس امنیت میکرد. آدم موقر و متینی هم بود و خیلی به جا حرف میزد. خلاصه یکی دو ساعت بعد از اینکه از رفتنش گذشت ما هم تصمیم گرفتیم که ادامه ی کار رو بذاریم برای فردای اون روز. من بلند شدم و مانتوم رو پوشیدم. خانوم لواسانی گفت "ببین یلدا جون، اگه دوست داری امشبو اینجا بمون. الان هم دیروقته تو هم که تنهایی. بمون و شب تو اتاق مهمون بخواب. فردا صبح هم که من بیکارم و با هم کار رو ادامه میدیم." دودل بودم. از یه طرف خودمم میترسیدم اون موقع شب تنها برم بیرون و از یه طرفی هم خجالت میکشیدم. ولی بالاخره با اصرار خانوم لواسانی قبول کردم و یه زنگ به خونه مون زدم و قرار شد که بمونم هرچند پدرم زیاد راضی نبود. یه لباس راحت از خانوم لواسانی گرفتم و رفتم تو اتاق مهمون و رفتم تو رختخواب. انقدر خسته بودم که خوابم نمیبرد و خلاصه بعد از یه ربع خوابم برد. نمیدونم چقدر خوابیده بودم که یهو بیدار شدم و به شدت احساس تشنگی کردم. اولش خواستم بی خیال شم چون خیلی خوابم میومد ولی دیدم دارم از تشنگی میمیرم. این بود که بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون و رفتم سمت آشپزخونه تا آب بخورم. از جلوی اتاق خواب خانوم لواسانی داشتم رد میشدم که دیدم یه صداهایی میاد. اومدم آروم رد شم که دیدم صدای خانوم لواسانی میاد که "آآآآآه.....جون". فهمیدم که زن و شوهر مشغولن. قلبم حسابی داشت میزد و حسابی گر گرفته بودم. آخه من زیاد اهل فیلم سوپر و اینا هم نیستم و تا اون موقع هم سکس هیچ دونفری رو از نزدیک ندیده بودم. حتی با دوست پسرمم سکس کامل نداشتیم و من فقط به کیرش دست میزدم و حتی بهش اجازه نمیدادم کُسمو ببینه. کنار در ایستادم و گوشمو بردم نزدیک در اتاق. صداهای نفس زدن خانوم لواسانی میومد. اولش چندشم شد ولی بعدش بلافاصله نمیدونم چه حسی بود که یهو خودمم حشری شدم. صدای خانوم لواسانی میومد که میگفت "آها... بلیسش... همینطوری... آها.... آخ... آروم تر.... زبونتو بکن توش... آها....". باورم نمیشد. حشرم زده بود بالا و از فهمیدن اینکه خانوم لواسانی داره حال میکنه خودمم داشتم حال میکردم. میدونستم که زبون شوهرش الان دم کُسشه. نمیدونم چی شد که دستم رفت سمت شورتم و آروم شروع کردم به نوازش کردن کسم و همزمان هم صدای نفس زدنا و حال کردن خانوم لواسانی رو میشنیدم که کم کم داشت اوج میگرفت و یهو با یه جیغ کوتاه قطع شد. معلوم بود که ارضا شده... وای که چقدر دلم برای ارضا شدن تنگ شده بود. تازه من همیشه با خودم حال میکردم و تا حالا هیچ پسری منو ارضا نکرده. یعنی کلاً به هیچ پسری اجازه ندادم که دست به کُسم بزنه. بعدش یه سری صداهایی شنیدم که معلوم بود دارن جا به جا میشن. نمیتونستم تحمل کنم. باید میدیدم چه کار میکنن. از سوراخ کلید نگاه کردم ولی چیزی معلوم نبود و همه جا تاریک بود. صدای شوهرش رو شنیدم که میگفت "برگرد. میخوام کیرمو تا ته بکنم تو کُست". شنیدن این حرف حسابی حشری ترم کرد. نمیتونستم تحمل کنم و باید می دیدم. با خودم گفتم وقتی صدای آه و ناله ی خانوم لواسانی بلند شد در رو آروم باز میکنم. دستم داشت از روی شورت با چوچوله ام بازی میکرد. یهو صدای آه بلند خانوم لواسانی رو شنیدم. فهمیدم کیر رفته تو کُسش. یکی دو بار دیگه هم آهش بلند شد و بعد صدای خوردن پاهاشونو شنیدم که معلوم بود تلمبه زدنای شوهرش شروع شده. خانوم لواسانی هم صدای آه و اوهش منظم تر شده بود. آروم دستگیره ی در رو گرفتم و لای در رو باز کردم. فقط خدا خدا میکردم که در با ناله باز نشه که بفهمن و خوشبختانه همینطور هم شد. انقدر هیجان زده بودم که تشنگیم رو هم یادم رفته بود. حالا یه کمی معلوم بود. خانوم لواسانی پشت به شوهرش دولا شده بود و اونم داشت تلمبه میزد. دستمو بردم تو دهنم و حسابی خیسش کردم و بردمش تو شورتم. وااای که چه حالی داد. آروم چوچولم رو که حالا سفت سفت شده بود گرفتم و شروع کردم به بازی کردن باهاش و دیدن صحنه ی سکس استادمو شوهرش. خانوم لواسانی همینطور آه و اوه میکرد و وسطش هم میگفت: "محکم تر... محکم تر... تا ته بکنش تو... آها... حالا شد. داره میخوره به ته کُسم... وااای چه کیری" و شوهرش هم همینطور داشت میکرد. عجب کمر سفتی داشت. منم که داشتم با خودم حال میکردم. چقدر دوست داشتم رفتن کیر تو کس رو تجربه کنم. به خصوص اون موقع که داشتم همین صحنه رو هم میدیدم. خانوم لواسانی حسابی داشت کس میداد و شوهرش هم داشت سفت میکردش. بعد از یه مدت کوتاه شوهرش کیرشو درآورد و گفت حالا برگرد. تو زمانی که خانوم لواسانی داشت برمیگشت کیر شوهرش رو دیدم. باورکردنی نبود که یه کیر انقدر بزرگ باشه. شایدم من اون شب انقدر حشری بودم که نمیفهمیدم. ولی کیرش به نظرم خیلی بزرگ اومد. خانوم لواسانی برگشت و خوابید رو تخت و شوهرش رفت بالا سرش و دوتا پاش رو گذاشت دو طرف زنش و نشست. اولش فکر کردم نشست روی زنش ولی دقت که کردم دیدم رو زانوهاشه و کیرشو گذاشته لای دوتا پستونای خانوم لواسانی. خانوم لواسانی هم دو تاپستونای گندشو به هم فشار داده بود تا راه کیر شوهرش تنگ تر بشه. اونم کیرشو هی از بین دو تا پستونا رد میکرد و من داشتم دیوونه میشدم. حرکت دستم خود به خود تند تر شده بود و هر لحظه امکان داشت خودمم ارضا بشم. یه مدت کوتاه که گذشت برای اولین بار صدای شوهر خانوم لواسانی بلند شد که یه آهی کشید از سر لذت. معلوم بود که داره آبش میاد و حرکتش هم تند تر شده بود. یه ذره بعدش دیدم آبش محکم زد بیرون و ریخت رو گلوی خانوم لواسانی که میگفت "جووون...چه آب داغی" وای خدای من. داشتم میمردم از حشریت. میخواستم برم تو و کیر بزرگ شوهر خانوم لواسانی رو میکردم تو دهنم و همه ی آبشو میخوردم. تند تر از قبل خودمو داشتم میمالوندم و داشتم با صداهای مردی که داشت ارضا میشد منم ارضا میشدم. چشمامو بسته بودم و گوش میکردم و با هر آهی که اون مرد میکشید منم بیشتر تحریک میشدم تا جایی که کاملاً ارضا شدم و چقدر سخت بود که صدامو درنیارم. وقتی چشامو باز کردم دیدم سینه ی خانوم لواسانی و گلوش پر از آب شده جوری که انگار یه لیوان آب کیر روش ریخته باشن. آروم خودمو کشوندم کنار و رفتم تو اتاقم و خودمو زدم به خواب. صدای رفتنشون به توالت میومد و من داشتم همچنان از تشنگی میمردم ولی حال خیلی خوبی داشتم. مدتها بود که ارضا نشده بودم.


57 Comments:
salam
dastane jalebi bood omid varam ke baz ham az shoma dastan haye bishtari ro beshnavim
movafagh bashin bye
http://mamansexkostala.blogspot.com
salam
khobin
salomatin
az inke moratab ap mikoni koshalam
ba man ham sar bazan
http://mamansexkostala.blogspot.com
salam
khobin
salomatin
az inke moratab ap mikoni koshalam
ba man ham sar bazan
hey guy....visit my fucking blog
salam
mesle hamishe khob bod
سلام
من خيلي خوشم مياد كه شورتا و كرستاي خواهرم رو تنم كنم
دوس دارم يه نفر باشه كه حسه منو داشته باشه و با وب به هم شورتو كرست نشون بديم
email ya massenger:hdvhk1234@yahoo.com
خانم هاي سكسي از تهران زنگ بزنن
سكس رمانتيك-سكس خشن-سكس وحشيانه
انتخاب با شماست
پسر شيطون بلا 09372127160
سلام
سایت واقعا عالی ای دارید
باز هم اپ کنید
باتشکر از زحماتتان
خانوم های سکسی از رشت برای من زنگ بزنن با هم حال کنیم....
09365167982
09372932757 علی از مشهد
salam man masood hastam mikhastam kasani ke be shoma nazar midan ba ham
ashna shim man ham ahl sex hastam
tanham89@yahoo.com
سلام خدمت همگی شما، این داستان جالب ترین داستان عشقی بوده که من تا حال در زنده گی ام خواندم و حتی من از خواندن این داستان ارضا شدم.
امیدوارم در آینده نیز چنی داستانها در ویب سایت از طرف دوستان گذاشته شود.
متشکرم
salam man amir hastam donbal khoshkel tarin khnom ha hastam lotfan ba amir_r2w@yahoo.com e_mail bedid
دخترهاي سكسي لطفا بزنگيد
09364117055
سلام
به خانومهایی که تو مشهد دنبال یکی میگردن که خوب بتونه ارضا شون کنه در هر صورت من در خدمتم
lovegreen_iran@yahoo.com
یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.
slm be hamgegi man ye dokhtare ba ehsas.bahal va ahle hal az yazd mikham for friendship age kesi bod lotfan bezange khaheshan az shahraye dige nazangid chon khrje hardomon mire bala mamnon 09358901216 saeid/24/yazd
از نظر من این داستان ها همش دروغ است فقط برای ارضا شدن جور شده فقط مسلمانان را از دین میکشن لنت به این مردم که در بدل پول اخرت خود را به دنیا میفروشن داستان تان های که دور از عقل یک انسان است من خودم یه پسر افغانی هستم افغان ها اینقت بیغیرت نیستن که ایرانی ها استن زنده باد مردم افغانستان اظهار نظر از لکسس پنجشیری Laxix.khaled@yahoo.com +93772053225
سلام من ي دختر 19 سالم چت سكسي خيلي بهم حال ميده هر كي ميخاد باهام بچته اين آي دي منه تو مسنجر:
jooibar7399@yahoo.com
داستان بدکی نبود ازاین پدرای بی غیرت هست که بذاره دخترش خونه استادش باشه اونم کل شب ،باید به این جور پدرایی شاشید.مهرداد اهواز[کدوم دختر اهوازی بایه پسرباحال آشنابشه[
{HADI0842@YAHOO.COM} IDمهرداد از اهواز
خیلی جالب بود .منم کوس زنجانی میخام 09375726624
!!!!!!
تمام داستان تخیلی وساخته ذهن یک پسر بیماره ولی احمق با این داستانها اخلاق جامعه را فاسد می کنی این روش ارضا عقده نیست خیلی بدی وکثیف با حیوان وزندگی حیوانی فزقی نداری
سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین
fuck you all iranian people
just FUCK you all
oh god what a bad stories
how you can write this
iam happy that iam not from iran
love you afghanistan
واقعا که
اصلا شکی در این نداشته باشید که نویسنده این وبلاگ یک بیمار جنسیه.
کسی که نمی تونه نظر هیج فردی رو از جنس مخالف به خودش جلب کنه.
آدم سالم می ره یه نفرو پیدا می کنه و باهاش دوست می شه
و یا ازدواج می کنه.
مرده شور ببره مملکتیو که بر نمی داره این بیماران خطر ناکو ببره درمان کنه.
سلام من اين داستان رو خوندم نويسنده ي اين داستان مطمئن باشيد اصلا ايراني نيست
پولي كه ميگيره در قبال خراب كردن فكر جوون هاست! به اون اوشگول هاي افغاني مثلا با غيرت هم بگم كه اول بريد خواهر و مادرو دخترتونو از زير آمريكايي و روسي در بياريد بعد حرف ناموس بزنيد انترها!
هيچ وقت براي تصميم بر نخوندن اين كس شعرها دير نيست! من كه مردونه ديگه نميخونم!
سلام به همه اول در باره این داستان ها بگویم که این نهایت بی غیرتی است من یک افغان ام و فارسی زبان بخاطر همین سایت های شما من میشرمم از شما طرفداری کنم زیرا شما به اصطلاح از پاچه کشیدین و در باره دوست دیگر باید بگویم که من مانند تو خر نیستم که میگویی روسها و امریکاییها مارا گاییدند در تاریخ اگر دیده شود قبل از ما امریکاییها در کشور شما بودند و همین حالا روسها استند پس آنها شما رامیگایند؟
فرشته بیست ساله جلو باز ساکم میزنه توپ.اول اس ام اس بزنید که خال دم پستونت سمت راست یا چپ بعد زنگ بزنید
09125769176
بر بچس این شماره ی خونه تیمی تو خ جمهوری،زنگ بزنید بگید از طرف مجتبی زنگ میزنم با خاله فرشته کار دارم،پنج تا کس تپل داره از سی تومان تا صد وپنجاه تومان
021-66896303
بر بچس این شماره ی خونه تیمی تو خ جمهوری،زنگ بزنید بگید از طرف مجتبی تماس میگیرم با خاله فرشته کار دارم،پنج تا کس تپل داره از سی تومان تا صد وپنجاه تومان
021-66896303
خیلی با حال بود ولی به پای اریا نمیرسه که مامانشو میکنه سعی کنید ماماناتونو بکنید
سلام عزیزانی که این داستان ها رو میخونید بدونید اینا رو یه مشت ادم بی پدر مادر درست میکنن که ماها رو از زندگی باز کنند غیرت و مردانگی ایرانی هیچوقت این حرفا رو قبول نمی کنه پس بیایید همه با هم این جور سایتها و وبلاگها رو تحرییم کنیم من اصلا ادم مذهبی نیستم فقط به عنوان یک ایرانی نگران فرهنگمونم که بعضی ها میخوان نابودش کنند . امیدوارم که از دستم ناراحت نشده باشید و تونسته باشم پیامم رو رسونده باشم. با تشکر
یک ایرانی
بابا دس خوش فکر نکنم هیچ حیوونی با خاله میتراش سکس کنه....
یعنی به عقل تو دیگه هیچ مادینه ای نمیومد که بند کردی به مامان و خاله میترا و... فکر کنم اخر داستان بابا منصور و هم زدی زمین هیچی نمیگی ناقلا.........
سلوممممممممم اومممممم
اخه بی پدر مادر افغانی ببینید کسی اصلا شما رو ادم حساب می کنه
اییییییییییییییی افغانی
چندشم میشه
من
حتی افغانی جلوم لخت کنه بگه بکن ؛ نمی کنم
بزار یه خاطر بچهگی بگم
به ناموسم این مثه این داستان ها خالی بندی نیست
یه روز رفته بودیم فوتبال
بعدش تو پشته یه تپه دوتا بچه افغانی دیدیم ما هم کمین کردیم رفتیم سراغشون
اگه یادتون بیاد یه ادامس هایی بودن که دونه پنج یا ده تومن بودن
اقا یا خانومی که شما باشی این ادامشس ها رو دادیم بشین و بچه ها کردن توش سه نفر بودیم ولی من چون بدم اومد نکردم
با ور کنید کونه افغانیه اندازه لوله پولیکا شده بود
خاک بر سرتون نخونید این داستان هاروووووووووووووو
09127707710
اول اس ام اس ابزنید بگید با خاله فرشته کار دارم بعد زنگ بزنید
salam.man arad hastam asz teh.benazare man iin dastanha yeseriyashun shayad dorostbashan..man sale 84 ke 19 salam bud yye gf dashtam ke 2bar khod koshi kard.avalesh fkr kardam sare moshkelate maliye.manam ra kard ke tunestam saportesh kardam.vali yeruz tahtusho Dar avordam va famidam ke bale .baradaresh behesh nazar dare.babaham nabud kegf ma panah bbare beheshh.mamaham migoft 2khtare onstage.(man psary as teh ke bdonbale ye dokhare khub,va najib migardam.inam tlame09363366538
دخترهاى اردبيلى بهم زنك بزنند09356826730
آخه افغانيه همه كس جنده
شماروتودنياكي ادم حساب ميكنه
امرييكاوروساوانكليسيا همه كستون كاييدن روكونتون مونده
همين ايرانيااكه نباشن مادرتون كاييده ميشه كسمشنك
ديكه كيرايران وايرانيارو نخور
وكرنه ميام اهل وبيت
عصمت وطهارتو مورد عنايت قرارميدم بهت تجاوزميكنم
راستي جندتافحش يادم رفت
به اين افغانياي كس كش بدم
خواهرومادركسده
كونده
بدرتون روسه
مادرتون كسه
اخه 1نيس به اين نويسنده كس كش بكه اخه مادرجنده واسه جي مينويسي
دوس داري شق كنم بيام خواهرومادرتوبكنم
حالامن كفتم
اكه ديدي يكي داره اومده توخانوادتون داره همه كستوميكنه بدون منم
من امیر 24 سالمه اردبیل دوست دارم با یک جنده خوشگل و مهربون دوست بشم اردبیل باشه چه بهتر
09370984027
اخطاریه،نویسندگان این مطالب باعث به گناه افتادن بسیاری از جوانان پاک سرشت ایرانی هستند لذا جایگاهی جز درک اسفل جهنم... ندارند،البته باب توبه باز است توبوا إلی الله توبه نصوحا
Siktir plz kir too dahan
Albate heyfe kir ke bere too dahane to
Iz in dastan kheyli khosham omad mer30 az nivisandesh bazam benevis
foozool
من سروش هستم یه دوست دختر از تهران میخوام09397040222
سروش هستم یه دوست دختر از تهران میخوام09397040222
salam all manam az london astam khaili dos daram ba ey dokhtar sexy to iran ashna sham khaili dos daram nemedonam che jore begam
this is my number 00447951298604
salam all manam az london astam khaili dos daram ba ey dokhtar sexy to iran ashna sham khaili dos daram nemedonam che jore begam
this is my number 00447951298604
salam man armin hastam az teh ye dokhtar khoob az teh
bezange. 09365829752 hatman bezange.
salam man armin hastam az teh ye dokhtar khoob az teh
bezange. 09365829752 hatman bezange.
جدید ترین عکس ها و داستان های سکسی بیاید نگاه کنید
بزرگترین پستون جهان
چاک پستون لیلا حاتمی و
...
http://momsstorysex.blogspot.com/
افغان ها ، آدم هستند ، کیر توی مادر هر چی افغانی ، کسی افغان ها را آدم حساب نمیکنه ، بذار همان آمریکائیها و اروپاییها مثل برده خواهر و مادرشون بگایند ، توی ایران هم که دختر افغان عاشق کیر ایرانی ها است که پسر ایرانی آدم حساب نمیکنند آنها را ، بدبختی داریم از همسایگی با مادر جنده ها ، افغان ها همه جقی هستند ، بدبخت های بیچاره ، خر به دنیا آمدند و خر از دنیا میروند ، این سایت های منحرف هم بیشتر توسط ضد دین خارج از کشور برای گمراهی جوان ها طراحی میشود
افغان ها ، آدم هستند ، کیر توی مادر هر چی افغانی ، کسی افغان ها را آدم حساب نمیکنه ، بذار همان آمریکائیها و اروپاییها مثل برده خواهر و مادرشون بگایند ، توی ایران هم که دختر افغان عاشق کیر ایرانی ها است که پسر ایرانی آدم حساب نمیکنند آنها را ، بدبختی داریم از همسایگی با مادر جنده ها ، افغان ها همه جقی هستند ، بدبخت های بیچاره ، خر به دنیا آمدند و خر از دنیا میروند ، این سایت های منحرف هم بیشتر توسط ضد دین خارج از کشور برای گمراهی جوان ها طراحی میشود
man fekr mikonam sait hai ingoneh baray anheraf mardom dorost shodeh , afghan ha mardomani bichareh hastand ke dar jahl va nadani besar mibarand , dar faheshgi maghzi gharar darand ziyad khodeton ra narahat nakonid , sarbazhai amrikaei khob paziraei kardand az khahar va madareshan , ghablan rusha be fuck dadeh bodanshon liyaghat in bichareh ha haman taliban hastand
این سایت ها را از روی سایت های خارجی کپی میکنند و بعد ترجمه میکنند و با نامهای فارسی جایگزین میکند میگویند فیلم سکسی یا داستان سکسی یا حرفهای سکسی آی پی و سرور این سایت ها از امریکا و کانادا و اروپا تغذیه میشود چون اگر داخل کشور باشد خیلی سریع شناسایی و دستگیر میشوند توسط پلیس ، دشمن امروز روی آورده به جنگ شبیخون فرهنگی ، چون فقط از طریق شبیخون فرهنگی میتواند به جوان غیور صدمه بزند ، همان گونه که فیلم علیه پیامبر میسازند یا علیه اسلام میسازند یا علیه شخصیت های مذهبی و دینی کشور میسازند و می گویند آزادی بیان ، آن افغانهای بدبخت هم اگر حرفی میزنند و فحش میدهند از جهالت و نادانی است و حس حقارت از عقده عقب ماندگی و درماندگی یک ملت گرسنه که هیچ جایگاه خاصی نه در بین مردم جهان دارند و نه در بین کشورهای جهان ، بگذارید آنها در حال خود باشند و در همان جهل و نادانی بسر ببرند در حال کشت مواد مخدر و صدور تروریست به جهان باشند فقط از کشور ما بروند بیرون و گورشان را گم کنند .
Post a Comment
<< Home